X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 12 اردیبهشت‌ماه سال 1384
کلمه ای در عمق تپشهای قلبم ...

* ارزش زندگی به ارزش دادن به لحظه های اونه *

«« زین سفر گر بسلامت به وطن باز رسم
نذر کردم که هم از راه به میخانه روم
تا بگویم که چه کشفم شد ازین سیرو سلوک
به در صومعه با بربط و پیمانه روم
آشنایان ره عشق گرم خون بخورند
ناکسم گربه شکایت سوی بیگانه روم »»

حرفهای یواشکی :
گاهی وقتها یه کلمه میتونه معجزه کنه!
در روز هزاران کلمه بین من و تو رد و بدل میشه .. یه وقتایی با همین
کلمات همدیگرو میرنجونیم .. و یکوقتایی هم اونقدر کلمات زیبا هستند
که همدیگرو تا عمق وجود یک عشق میخندونیم! تمام کلمات انرژی
مخصوص به خودشون رو دارن .. هرکدومشون یه رنگی دارن .. یه بویی
میدن .. و شایدم تو قلب هرکدوم یه واژه دیگه معنا پیدا کرده باشه. اما
چیزی که مهمه وجودیت و معنای یه کلمست که به یاد میمونه!
به پاکی عشقمون من رو ببخش.
خودت خوب میدونی که طاقت دیدن اشکات رو ندارم .. هرچند که دونه های
بلوری اشکت به اندازه چشمای تیره و دوست داشتنیت قشنگن .. شاید
همیشه مشکل من یه چیز باشه .. پیدا نکردن یه کلمه برای ساختن یه
دروغ کوچیک! نمیدونم چرا تحمل ناراحتی و غصه خوردنت رو ندارم .. شاید
برا همینه که تمام دردام رو برا خودم نگه میدارم! پس اگه یه روزی مثه امروز
فهمیدی بهت دروغ گفتم که حالم خوبه .. ازم نرنج.
شاید یه وقتایی یه درد قدرت این رو داشته باشه که آدم یه دروغ
بسازه اما نمیتونه من رو ازت جدا کنه .. میتونه؟!
با وجود این همه دلیل برای بودن و زندگی کردن که قشنگترینش تویی هیچ
وقت پایانی برای هیچ چیز وجود نداره.من به این ایمان دارم.
«همیشگیترین کلمه من .. بازهم پشت شفافترین پنجره خانه
»
انتظار چشمانت را خواهم کشید