X
تبلیغات
رایتل
شنبه 1 بهمن‌ماه سال 1384
شناخت ...

* حقیقت این است *

که تو آن چیزی که میگویی نیستی

بلکه تنها آن کاری که میکنی تورا تعریف میکند

حرفی از ناگفته ها :

از قدیم گفتن هرکه بامش بیش ... برفش بیشتر

یعنی هر چیزی یا هر کسی که باشی به اندازه همون تو زندگی

مسوولیت داری .. یعنی تو مسوولی .. چه دربرابر خودت وچه در

برابر قانون زندگی. تو زندگی نقطه های کور زیاده .. بیراهه و کجراهه

هم زیاده. اگه یه مسافر شناختی از راه و راهدار نداشته باشه فکر

میکنم نتونه تا انتها ادامه بده.

و شناخت اصل بقاست.

تا حالا به چشمات تو آیینه نگاه کردی؟ از اون نگاهای عمیق که ببینی

واقعا رنگ چشمات چه رنگیه؟ تا حالا شده با سرانگشتات مسیر عبور

رگ رو تو دستات دنبال کنی؟ تا حالا شده خطوط کف دستت رو اونطور

که هستن لمس کنی؟ اصلا تا حالا شده به خودت فکر کنی؟

نه از اون فکرا که امروز چی کار کنم؟ کجا برم؟ ... از اون فکرا که واقعا

کی هستم؟ امروز صبح هم فرصت زندگی بهم داده شده .. چرا؟ آیا باید

کاری کنم که باید بکنم؟ که اونی که اون بالاست منتظره انجام بدم؟ آیا

برا همینه که هنوز مسوولیتم تو این دنیا تموم نشده؟ نمیدونم!

روزهامون داره میگذره بی آنکه معنای واقعیش

 رو درک کرده باشیم

شاید دلم بخواد یه طور دیگه شناخت رو معنی کنم .. یه طوری که تا

حالا تو زندگی دنبالش نرفتم .. از گام اول!

شناخت چند بخشه؟ صداهاش رو بکش ... ش ش ن ا ...!

« ادامه هر چیز زیباست »

این باور من است