X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 1 دی‌ماه سال 1384
یلدای من ...

* با تو امشب اگر بودی یلدا بود *

بی تو هر شب که نیستی یلداست

حرفی از ناگقته ها :

دراز شب خوش قواره خوش نام

بازم اومد ... یه شب یلدای دیگه

از همون شبای یلدا که تو قصه های قدیمی زیر کرسی ازش

حرف میزدن ... از همونا که بوی هندونه میده و پوست انار.

بازم اومد ... یه شب یلدای دیگه

آروم و بیصدا اومد و ایندفعه بدون برف!

دلم میخواد کتاب حافظ رو باز کنم و زیر سوسوی شمع برات

یه فال خوشگل بگیرم هرچند که فالهای من به فالهای خوشگل

دختر همسایه نمیرسه اما اجازه بده بگیرم.

امشب از اون شباست که آدم دلش میخواد تکیه بده به یه کسی

و تا خود صبح قصه بشنوه.

از همون شباس که بازم میبینی تنهایی و جز یه کاسه انار و

یه جام آب و چند برگ حافظ هیچی نداری!!!

اما من یه چیز دیگه هم امشب دارم .. یه قاب عکس خوشگل دارم

که یکی از توش داره بهم میخنده و نگاهم میکنه.

دوست داشتم پیشم بودی اما خوب چه میشه کرد؟!

گاهی اوقات تنهایی تو یه شب بلند اونقدر زیاد نیست که دلتنگی

هست .. شاید حرف زیاد باشه اما جای گفتن نباشه.

یلدات مبارک .

هدیه من یه نور شمع با یه عالمه انار و یه برگ حافظ و شایدم یه

آیینه که تو چشمات نگاه کنی و عکس من رو توش ببینی.

امشب میخواستم چیزای دیگه ای بنویسم اما نمیدونم چی شد

که این شد؟ اما از قدیم گفتن انچه از دل براید بر دل نشیند.

 

« با تمام یاسهای سرزمینم یگانه یلدای امسالتان را تبریک  »

میگویم و امید دارم یلدایتان پرز خوبی باشد و عشق

برای قلب مهربانتان شادی آرزومندم