X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 22 آذر‌ماه سال 1383
دیدار ...
*  ما را دو روزه دوری دیدار میکشد
                زهری ست این که اندک و بسیار میکشد
   عمرت دراز باد که مارا فراق تو
                     خوش میبرد به زاری و خوش زار میکشد  *

پرستوی ناز من ...
چو مرغکی بیقرار ... بیا چو باد بهار.... مگر بال و پر نداری
تو مگر بال و پر نداری؟
چشم به ره منتظرت .... تشنه ی دیدارت
تاب و توان دل من .... روی غریبانت
نوش لب چون شکرت .... داروی درد من
روشن و گرم از تو شود .... کلبه ی سرد من
پرستوی ناز من ... شریک پرواز من .... زدلم خبر نداری
چو مرغکی بیقرار ... بیا چو باد بهار.... مگر بال و پر نداری
تو مگر بال و پر نداری؟
 شریک پرواز من ..... زدلم خبر نداری.

سلام مهربونم ... اینم دیدار دیداری که اینهمه دلواپسش بودیم.
یادته بهم گفتی: نازنینم پس کی میای؟  عزیزکم دلم تنگه برات!
دیگه از دلتنگی دلی برام نمونده یاس خانمم ! دلت میاد اینهمه
تنهام بذاری؟! گفتی میام... پس کی میای؟ پس کی میای کی؟
«
دیدی دارم میام ... آره دارم میام عاشقترینم.
نازنینت ... یاس خانمت ... بهونه ی هرروزت ... بداخلاق دیروزت
پرستوی مسافرت ... بلاخره داره میاد ... میاد که پیدات بکنه
 نگات کنه ... صدات کنه ... دنیا رو قربونت کنه ...  چند روزی رو
بمونه و دوباره باز سفر کنه ... بازم به شهر پرصداش ... رنگو وارنگ
و پر ریاش ... به تنهایی ... به انتظار ... به کنج دلواپسیهاش!
اما بدون اگه بیام بازم برم ... تنها تویی هم نفسم ... هم قسمم
این رو بدون دوست دارم ... قد خدای آسمون »
دیدار اینبار برایم معنای دیگری دارد ............... بوی تو را میدهد.
* مسافرم برام دعا کنید ... پشت سرم آب نریزید که برم و پیشش
بمونم ... اما منتظرم بمونید که اینبار سراپا عاشقتر بر میگردم *
آرزومند پاکی و به یاد ماندنی ترین دیدارهایتان ..... یاس سفید.