X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 4 آبان‌ماه سال 1382
دیروزها رنگ امروز نیست...
*تمام لحظات زندگی به یادم خواهی ماند..میدانم* تصاویر از برابر چشمانت میگذرند.بیشترشان زیبایند و دوست داشتنی.حتی بعضی از اونا برات حکم یک نفس رو دارن!روزها گذشتند.زیبا و پرغرور..آرام و بیصدا.حتی روزهای سرد. «وقتی خدا میخواهد کسی را دیوانه کند تمام دعاهایش را مستجاب میکند و بالعکس...!» ـــ و هر انسانی آنچه را که دوست میدارد نابود میکند بوسیله هر آنچه به تصور درآید: برخی با کلامی تلخ و طعنه آمیز .. برخی با کلامی تملق آمیز مرد جنون با بوسه ای .. ومرد شجاع با شمشیری.«و من ...» «و تو...» «و ما...» رویاهایم را دور ریختم درست زمانی که میتوانستم به انجامشان برسانم و همیشه فکر کرده ام که این طریق زندگیست.زندگی من و هر کس دیگر.رویاهای خود را دنبال کن وخطر را بپذیر.تو میدانستی تمام آنها را اما در حال به یاد آوردنشان هستی.آیا فراموششان کرده بودی؟(رویاهایت را میگویم.تمام آنچه که تنها متعلق به توست.)شاید..اما ارزشش را دارد. ««مهمون منم اومد و رفت مثل تمام مسافرا.بالاخره هر کسی باید یه روزی به سرزمینش برگرده دیگه..فقط خاطره ها میمونند مثل همیشه.ماه رمضون هم اومد..یک ماه همه مثل هم میشیم..سعی در خوب بودن..پاک بودن..به خالقمان نزدیک شدن..ماه خوبی داشته باشیدو یادتون نره یاس سفیدم پای سفره هاتون دعا کنید.دلم یه جورایی...حالا!؟بگذریم. دلم میگیرد از یک جا نشستن......از آب و از عطش طرفی نبستن نمیدانم که تقدیر دلم چیست........شکستن/هی شکستن/هی شکستن