X
تبلیغات
رایتل
جمعه 17 مرداد‌ماه سال 1382
کسی هست که کنار تو نشسته...
*هر خداحافظی میتونه آخرین خداحافظی باشه پس بهتره قشنگ خداحافظی کنیم*

این رو همیشه به خودم میگم!هر دفعه که ازش جدا میشم از خودم میپرسم:
ـــ آیا دوباره میبینمش؟آیا بازم این نگاهها آشنا و دوست داشتنی میمونه؟
میدونی؟یه چیزی هست که به تمام این سوالات و چیزای شبیه به اینا پاسخ +میده.
نمیدونم اون یه چیز امیده؟عشقه؟اعتماد و اطمینانه؟ایمانه؟یا چیز دیگه؟اما هر چی که
هست قشنگه.خوشبختی رو نمیتونی ببینی..جون خوشبختی تنها تو دل آدمه.شاید اون
کشاورز پیر یا همون مرد فقیر مزه این واقعیت رو بهتر از اون مرد سرمایه دار چشیده باشه.
قلب آدم مثل قیافه نیست.قیافه ارث آدمه..اما قلب مال خود آدمه.پس نترس از اینکه کس
دیگه ای توش خونه کنه.اگر زیبا نباشی مهم نیست..مهم اینه که به قلبت یاد بدی که
همیشه بینهایت خوب باشه.وقتی رانندگی میکنی تنها به خط سفید جاده نگاه نکن.
یکی هست که کنارت نشسته..نزدیکتر از نزدیک..تو به فکر رسیدنی او به فکره چگونه
رسیدن.تو به فکر سفری او به فکر ماندن.تو میخواهی اسیر باشید هردو در بند یک
احساس او میخواهد آزاد باشید هر دو در صدای زندگی.تو میگویی:آرام..ساکت..مگر
نمیبینی کار دارم؟حواسم پرت میشود..بگذار به جاده بنگرم اما او بنا بر خواسته ات در دل
آرام نامت را نجوا میکند:....کمی هم به من نگاه کن..میدانم مقصد از آن هر دوی
ماست و تو برای خوشبختی و آسایش من در حال راندنی اما مسیری را که تو در آن
.....نامی را فراموش کنی نمیخواهم.
تو هنوز هم میرانی..غافل از نگاههایی که برایت نگرانند..تا هر جا بروی با تو می آیم..
حتی آگر بر من ننگری اما فراموشم مکن...اگر فراموش شوم از نقش دل و یاد
هم خواهم رفت.تو که نمیخواهی بروم؟هان؟..پس نگاه کن کسی هست که کنارت
نشسته..او همسفر توست..وتو همسفراو..دوهمراه..«حالاجاده زیباشد..ببین..»